حسين بن حسن خوارزمي
514
شرح فصوص الحكم
دلا گر بگسلى قيد دو توئى يقين گردد ترا كو تو ، تو اويى تا ظن « 70 » نبرى كه هست اين رشته دو تو يك توست خود اصل و فرع بنگر تو نكو « 71 » اين اوست همه و ليك پيداست به من شك نيست كه اين جمله منم ليك به دو فكن حقا و كن خلقا تكن باللَّه رحمانا پس حق باش به اعتبار روح خود ، و خلق باش به اعتبار جسد خويش . يا حق باش به اعتبار حقيقت خويش كه جامع جميع حقايق الهيه و كونيه است ، و خلق باش به اعتبار تعيّن و تقيّد خود و به اعتبار مظهر صفات الهيه بودن ، تا بحقّ حق عام الرّحمة باشى بر عالم ، زيرا كه به واسطهء كمالات الهيه بظهور در دنيا و آخرت و در علم و عين [ برسى ] . پس بدين اعتبار عين اسم رحمن باشى كه مشتمل است بر اسماء حسنى . و مىگويد : و غذ خلقه منه تكن روحا و ريحانا در بعضى فصوص گذشته گذشت كه حق غذاى خلق است از حيثيت وجود و بقاى ايشان و جميع كمالات ، چه حق است كه مختفى است در صورت خلق ، چون اختفاى غذا « 72 » در صورت مغتذى ، و بقاى خلق به حق است چون بقاى مغتذى به غذا . و تو غذاى حقى از روى اظهار احكام اسماء و صفاتش ، چه ظهور اسماء الهيه و بقاى او به خلق است ، و اگر خلق نبودى اسماء و صفات ظهور نيافتى . پس تو خليفهء حقى بطريق خلافت ، عالم را غذا ده از حق به اسماء و صفاتش ، تا رحمت عالمين باشى ، و روح و راحت همه گردى ، لا جرم مستريح گردد از انفاس تو أرواح ، و اشتمام كند از شمايم شمايل تو أشباح . پس ريحان عالم باشى به روح ، و راحت اكوان گردى به عين ، و امن خلق گردى به وجود ، از آن كه دنيا و آخرت نمىگردد ما دام كه تو در وى باشى . قال الله تعالى : * ( وَما كانَ الله لِيُعَذِّبَهُمْ وَأَنْتَ فِيهِمْ وَما كانَ الله مُعَذِّبَهُمْ وَهُمْ يَسْتَغْفِرُونَ ) * « 73 » . و خطاب نبى راست - عليه السّلام - و وارثان او را نيز نصيبى از اين نصاب كامل هست ، چنانچه مىفرمايد كه : فأعطيناه ما يبدو به فينا و أعطانا يعنى : [ 211 - ر ] عطا داديم به حق ، آن چه را حق در ما بدان ظاهر مىشد از
--> « 70 » قا : گر ظن . « 71 » قا : بنگر نيكو . « 72 » قا : اختفا غذا . « 73 » س 8 ى 33